انسان مباينت داشت و مردود شمرده ميشد؛1 بنابراين، احكام اخترگويي رسماً محكوم شده بود.
هيچ رسالهٴ رياضي يا نجومي را در اسپانيا سراغ ندارم كه در خارج از كاتالونيا تأليف شده باشد، ولي عدم رضايت نسبت به تقويم بالا ميگرفت؛ علاوه بر مشكلات تقويم يولياني كه اسپانياييان در آن با ديگر اروپاييان سهيم بودند.2
سال 1370 اسپانيايي = سال 1332 يولياني
سال 1370 يولياني = سال 1408 اسپانيايي
اين امر موجب اشتباهات ناگزيري بوده است. پس از آنكه اين مبدأ تاريخ علاوه بر اسپانيا در جنوب فرانسه و مستعمرات آفريقايي هم پذيرفته شده بود، بعدها، به شبهجزيرهٴ اسپانيا محدود گرديد. در سال 1349، در آراگون؛ سال 1358، در بلنسيه؛ سال 1383، در كاستيل و لئون و مدتها پس از آن، در ناوار استعمال اين تاريخ ممنوع شد. بايد توجه داشت كه آلفونسوي فرزانه (سيزدهم ـ2)، در مراسلات خارجياش گاه تاريخ اسپانيايي را بهكار برد و گاه نه.
احتمال دارد كه برافتادن تاريخ اسپانيايي در هريك از مملكتها نه يكباره، بلكه تدريجي بوده است. بهگفتهٴ گينزل (ج 3، ص 175، 1914)، تاريخ اسپانيايي تا پايان سدهٴ چهاردهم، رايج بود و در پرتغال حتي تا سال 1422 بهكار ميرفت؛ تا در آن زمان، ژوان اول (شاه 1385 ـ 1433)، آن را لغو كرد.
3. فرانسه. بهترين رياضيدانان و منجمان آن عصر، دو فرانسوي بودند، نيكول اُرام و پيردالي.
اُرام بر استفاده از مختصات و بهرهگيري از نمودارها براي نمايش رشد يك تابع تأكيد داشت؛ فكرش هنوز مبهم بود، ولي ظاهراً نوعي شناخت شهودي دربارهٴ ماهيت ماكزيممها داشت.
دربارهٴ بُعد چهارم به تفكر پرداخت، ولي آن را رد كرد. خود را با آناليزهاي تركيبي و معني نماهاي كسري مشغول ساخت. مختصر آنكه ذهني رياضي داشت، ولي داراي پيگيري و سختكوشي نبود، يا بهخاطر لزوم بررسي بسياري مسائل ديگر حاضر بود از مسائل رياضي دست بكشد. مشكل بتوان گفت اِشكال در كجاست و آيا بايد ضعف او را سرزنش كرد يا قدرت